تبليغاتX
نینجا در یک نگاه
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386

زندگي  و مرگ يك سامورايي 

بوشيدو چيست؟

بوشيدو در لغت به معني طريقت سامورايي است.

بوشي در ژاپن به زرمنده‌اي گفته مي‌شود كه روح و منش برتري‌جويي و پرواي نام و ننگ دارد و پايبند ارزش‌هاي خاص است. «دو» پسوندي است به معني طريقت، رسم و آيين در بنياد تفكر سامورايي، همت و پايداري بنا به موقعيت است، عزم، مايه كوشش است و همت در كارها، دليري و بي‌پروايي در جان و دل، مرد عمل را مي‌پروراند تا بدون ترس، در راه رسيدن به هدف بيش از پيش تلاش كند و در برابر سختي‌ها از پاي ننشيند.

در طريقت سامورايي هيچ كار ناشدني وجود ندارد و با عزم راسخ مي‌توان آسمان و زمين را هم تكان داد. سلحشوري كه عزم و انديشه استوار داشته باشد، در برابر دشواري‌ها نوميد نمي‌شود و درنمي‌ماند، نگراني به دل راه نمي‌دهد و هر چند بار كه بر زمين افتاد دوباره برمي‌خيزد.

(مرد صاحب عزم همچون عروسكي فنري است كه هر چند بار كه به زمين بخورد باز همان جا كمر راست مي‌كند) نيروي سخت‌كوشي در راه هدف نشان از انديشه استوار دارد. پيمان بستن با خود و سخت‌كوشي در راه هدف درس نخست در طريقت سامورايي است.

عزم و همت، راه را بر ترس مي‌بندد و اميد به پيروزي نهايي سلحشور را دو دل مي‌كند.

اگر يك سامورايي عزم در كاري نهد و تنها به فكر مبارزه باشد رزم به سرعت به پايان مي‌رسد باشد كه كارها به كام او برآيد. اين همت را بايد در كارهاي بزرگ مدنظر داشت.

انديشه سامورايي خطا و خطر را در كارها مي‌پذيرد و لغزش و اشتباه را طبيعي و ناگزير مي‌داند.

سامورايي، استوار و محكم از خطاهاي كوچك بيم به دل راه نمي‌دهد.

در انديشه سامورايي شكست و پيروزي 2 روي يك سكه است. آنچه اهميت دارد مبارزه و تلاش است كه پاسدار ارزش‌هاي سلحشوري مي‌باشد.

سامورايي بايد چنان انگارد كه او بهترين و دليرترين رزمنده سرزمين خويش است.

«دليري با زيبايي و برازندگي پيوند دارد».

زيبايي در رفتار بجا و منشي درست است، نبايد كه در انجام كارهاي بايسته كوتاهي ورزيم. نبايد كه در بند اميال و خودپرستي بمانيم و مايه آزار ديگران شويم.

يك سامورايي از شكستي كه با همه تلاش انجام شده فرا رويش قرار گيرد باكي ندارد.

«اگر مردي در انجام كار و يافتن مقصودي، با همه سخت‌كوشي ناكام بماند اين شكست او همانند مرگي پرافتخار در جنگي نابرابر است».

سامورايي واقعي، در زندگي روزمره خود نيز هرگز نبايد كه پژمرده دل و افسرده جان بماند. او بايد با دلي پرشور و پراميد پيش بتازد. چنانچه يقين دارد كه بر همه پيروز خواهد شد.

اين انديشه نه تنها ما را توان پايداري در برابر سختي‌ها مي‌دهد، بلكه در دشواري‌ها هم گره‌گشا خواهد بود.

«سامورايي را چون ماتم و اندوهي پيش آيد بايد كه آن را مايه پيشرفت گرداند و از آن شوق و نيرو يابد».

 

 

 

مرگ سامورايي

زماني كه نامي از كشور ژاپن، هنرهاي رزمي يا فرهنگ ژاپني برده مي‌شود، هميشه نام سامورايي در ذهن انسان شكل مي‌گيرد.

مرگ هميشه با سامورايي ارتباط داشته است. در حقيقت علاقه مفروض سامورايي به مرگ باعث گرديده كه با ساير جنگجويان متفاوت باشد و تصورات را تسخير نمايد.

مرگ در نظر يك سامورايي همواره مقدس و پراهميت به شمار مي‌رفت. زيرا اين طبقه جنگاور دشمنان زيادي داشته‌اند و همواره به دلايل گوناگون در جنگ و ستيز به سر مي‌بردند. به همين دليل هميشه خود را نزديك مرگ احساس مي‌كردند.

در انديشه سامورايي، زندگي با شرافت و مرگ باشكوه تنها يك شعار نيست. بلكه يك هدف محسوب مي‌شود. به‌طوري كه در كتاب‌ هاگاكوره، جاي جاي آن درباره مرگ و چگونگي رسيدن به يك زندگي شرافتمندانه و مرگ باشكوه صحبت شده است.

يك سامورايي مرگ را تولدي دوباره مي‌بيند، به همين دليل از مرگ باكي ندارد و همواره با مرگ زندگي مي‌كند. او مرگ را بر خود آسان مي‌گيرد، دلبستگي‌هاي خود را به دنيا كم مي‌كند و به مرتبه تعالي روح اهميت فراواني مي‌دهد. او جوري نفس مي‌كشد، زندگي مي‌كند و احساس مي‌كند كه گويا در دم مرگ است و آخرين باري است كه او فرصت نفس كشيدن و احساس كردن دارد، به همين دليل دروغ نمي‌گويد، دزدي نمي‌كند، قلب كسي را نمي‌شكند، خاطر كسي را آشفته نمي‌گرداند و ... زيرا او مي‌داند پس از مرگ همه چيز تغيير خواهد كرد. زمان متوقف مي‌شود و ماهيت خود را از دست مي‌دهد، همه متعلقات مادي پس از مرگ هر چند با ارزش بي‌ارزش مي‌شود و تنها موردي كه از اين متعلقات مادي در مسير تكامل روحمان پس از مرگ نقش دارد اعمالي است كه ما بوسيله آنها انجام داده‌ايم.

در نوشته‌هاي كهن بوشيدو (هاگاكوره) آمده است:سامورايي كه هر دم آماده مرگ نباشد ناگزير مرگي ناشايست فرا روي او قرار مي‌گيرد. اما آن سامورايي كه همواره آماده و پذيراي مرگ باشد خود را خوار و زبون نمي‌سازد.

در انديشه سامورايي، مرگ در مبدان نبرد و نيز خودكشي (سپوكو) براي زدودن ننگ و نگهداري از نام نيك يا جدا شدن (ازچني) بي‌تصميمي و رها شدن از زندگي مادي قابل ستايش است.

«بسته به گردش كار و روند رويدادها باشد كه آدمي ببازد يا پيروز شود، اما پرواي نام و ننگ، چيزيست سراسر جدا از نگراني برد و باخت»

هاگاكوره، راز و رمز پايداري و والايي سامورايي را در انديشه نهادن بر فنا و آماده بودن براي مرگ مي‌داند.

چون سامورايي بايد هميشه آماده مرگ باشد و از پرواي بيش و كم دلواپسي‌هاي اين جهان گذران فراتر رود و خود را مرده داند. در اين صورت هرگز خوار و شرمسار نخواهد شد.

پيروزي در كارها به مايه گذاشتن از انديشه دنياست.

«طريقت بوشيدو، تن سپردن به مرگ است و بس. گاه باشد كه 10 مرد در نبرد با يك سامورايي كه با چنين شوري در سر مي‌جنگد، برنيايد. تا آنگاه كه پندار و انديشه دنيا دارد كارهاي بزرگ نتوان انجام داد».

اين همان شور بي‌پرواي مرگ است، اين كردار مرد عمل است، كرداري پاك و ناب. هاگاكوره مي‌گويد كه سامورايي بايد همه چيز را در راه آيين خود كه مرگ باشكوه است بر زمين گذارد، اما با اين حال هر چيز ارزنده‌اي را بهره خود خواهد ساخت.

آنچه سامورايي را بايد:عشق و شوق به مرگ است. اين كردار و منش حس فداكاري و حق‌گذاري به پدر و مادر را نيز دربردارد.

در طريقت سامورايي آمده است:«آنگاه كه ميان مردن و زنده ماندن دو دل باشي، بي‌درنگ مرگ را برگزين اين كار دشواري است، بر آن اراده دار و پيش بتاز. اكثريت مردم مي‌گويند كه مرگ پيش از يافتن آرزوها و رسيدن به هدف‌ها بيهوده است. اما اين راه و رسم سودجوي دنيا بين بازرگانان خودپرست است. گزينش درست در جايي كه دو سوي كار يكسان باشد نزديك به محال است. ما مردم همه، زندگي را دوست داريم، پس بسيار طبيعي است كه آدمي بهانه‌اي براي زنده ماندن بيابد. اما آن كس كه با همه نافرجامي در كار و راهش باز بخواهد زنده بماند، همچون ترسويي نيز نگباز، خوار بنمايد.

در اينجا نكته‌اي خطير در ميان است كه بايد پيش چشم داشت، آن كس كه در پي ناكامي تن به نابودي مي‌دهد اگر مرگش از روي غرور و تعصب باشد، بيهوده مي‌ميرد. اما باز مرگ او ننگ‌بار نيست.

سامورايي راستين بايد كه همواره، روز و شب خود را آماده مرگ سازد، زيرا رزمنده‌اي كه هميشه آماده مرگ است، در طريقت سامورايي به كمال رسيده است.

 

سپوكو «خودكشي سامورايي»

عمل پاره كردن شكم روشي است كه از حد تصور يك انسان عادي براي خودكشي خارج است. عمل دردناك كه اكثراً اسطوره‌هاي سامورايي از آن استفاده مي‌كردند. در فلسفه قديم ژاپن اعتقاد بر اين بود كه روح سبز مانند هسته سيب است، غيرقابل ديدن، اسير و غيرقابل حركت در داخل پوست و بر اين اساس سپوكو را بدين‌گونه توضيح مي‌دهند.

قطعاً سيب حيات دارد اما در مورد هسته روح اين حيات هنوز ناكافي به نظر مي‌رسد. اگر كلمات قادر به حمايت از آن نباشند آنگاه تنها راه تأييد آن به وسيله چشمان مي‌باشد. در حقيقت براي هسته تنها راه مطمئن حيات، زيستن و ديدن و مشاهده همزمان مي‌باشد و تنها يك روش براي حل اين تناقض وجود دارد. چاقو محكم در داخل سيب مي‌رود به طوري كه آن را مي‌شكافد و هسته در معرض نور قرار مي‌گيرد، آن نور موردنظر، نوري است مشابه با نوري كه به سطح سيب مي‌تابد. اكنون حيات يك سيب بريده و تكه تكه شده است.

«هسته سيب حيات را قرباني مشاهده مي‌كنند».

در اكثر نوشته‌ها و عقايد مختلف آمده است كه عمل پاره كردن شكم نياز به يك شجاعت بي‌نظير دارد و طي اين سال‌ها شجاعت انجام اين عمل موهبتي است كه مخصوص مردان سامورايي گرديده است. عوام ممكن است راه‌هاي مختلفي را براي خودكشي انتخاب كنند نظير آويزان كردن، عرق كردن يا حتي زنان سامورايي ممكن بود گلوي خود را بشكافند، اما تنها يك مرد قادر به سپوكو مي‌باشد.

ابتدا تاتامي با حاشيه سفيد چيده مي‌شود كه بر روي آن يك بالشتك سفيد و بزرگي قرار گرفته است. شاهدان با احتياط در يك طرف، رديف قرار خواهند گرفت. سامورايي اغلب ملبس به كيمونو مي‌باشد.

كاملاً رسمي بر روي بالش زانو مي‌زند و بر روي پاشنه‌هايش با حالتي كاملاً موقر و متين. درست يك متر پشت سر وي در سمت چپ سامورايي «كيشاكونين» زانو زده است.

كيشاكونين اغلب از دوستان نزديك متوفي مي‌باشد. وظيفه او زياد محبوب نيست. وظيفه او جلوگيري كردن از درد كشيدن سامورايي است كه از طريق بريدن سر وي به محض پاره شدن شكم دوستش مي‌باشد. مقابل سامورايي يك چاقو آغشته به روغن قرار دارد، زماني كه آماده شد، سامورايي كيمونوي خود را باز مي‌كند و شكمش را نمايان مي‌سازد. سپس با يك دست چاقو را بلند كرده و با دست ديگر ان را از نيام بيرون مي‌آورد و غلاف را در طرفي ديگر مي‌‌گذارد.

زماني كه خود را آماده كرد، چاقو را به سمت چپ شكمش وارد مي‌كند. سپس آن را به سمت راست مي‌كشاند. تيغه به سمت جراحت چرخيده مي‌شود و بالا آورده مي‌شود. بسياري از سامورايي‌ها مجبور به تحمل درد باورنكردني آخري نخواهند بود، يك درد باور نكردني، دومين سامورايي (دوست نزديك وي) سر آن را با مشاهده اولين علامت درد از تن جدا مي‌كند. عمل پاياني جوموني يا پرش ضربدري ناميده مي‌شود و انجام كامل آن سپوكو ناميده مي‌شود.

                       

تمام جملاتي كه در اين گفتار ذكر شده اكثراً در قرون وسطي به نگارش درآمده و پايه عقايد مذهبي آن دوران گردآوري شده. اما بايد خاطرنشان كرد كه پس از گذشت قرون متمادي از اين راه شيوه زندگي هنوز اين انديشه، هنوز راه سامورايي نه تنها در بين ملت ژاپن بلكه در كل دنيا تأثيرگذار است.

تأثير اين انديشه را مي‌توان در هنر، كار و حتي مرگ خيلي از افراد مشاهده كرد.

حماسه كاميكازه‌ها كه در طول جنگ جهاني دوم نيروهاي آمريكايي را از پاي درمي‌آورند هنوز در خاطره‌ها وجود دارد. زماني كه از بلندگوها اعلام شد كه ديگر نيازي به خلبان كاميكازه نيست 13 نفر در صفوف داوطلبان كاميكازه‌ها رأي‌گيري كرده‌اند.

تا زماني كه خورشيد طلوع مي‌كند و انسان با تمام مشكلات نفس مي‌كشد و سعي در كشف دنياي وجود خويش دارد تأثير انديشه و روح سامورايي در ميان ملل مختلف قابل رويت خواهد بود.

 

 

نوشته شده توسط آناهيتا در 17:7 با موضوع: | لینک ثابت |